برای با تو بودن....!

اولین روزهای اخرین ماه بهار....!

سلام دوستای گلی که  دیدنتون واسم آرزویی شده.

امروز ششمین روز از ماه خرداد هست اینجا شدیدا هوا گرمه.جوری که وقتی امین میرسه خونه  دیگه رمق نداره و همش میگه اتیش گرفتم اتیش گرفتم.

چند روز پیش داشتم  اتاقو مرتب میکردم ،تا امد داخل خونه کیفشو انداخت رو زمین و  با صدای بلند میگفت اتیش گرفتم اتیش گرفتم .من اصلا نفهمیدم چه ط.ور خودمو گذاشتم توی پذیرایی اینقدر ترسیدم که با خودم گفتم حتما اتیش گرفته.

تا دیدمش زدم زیر خنده گفتن وا چرا مردم ازاری میکنی؟؟؟؟؟

گفت برو بیرون تا بفهمی کی مردم ازاری میکنه.واقعا هوا گرم شده وحشتناک.مثل اینه که از اسمون اتیش میباره.

بگذریم از حالات جوی

چند روز که کلاس زبان منو امین شروع شده و ما سخت درگیر زبان خوندنو تمرین هستیم.تمرینای هندبال هم به صورت فشرده داره می گذره.

خدا روشکر تا اینجا از خودم راضی بودم .

اتفاق خاصی واسمون پیش نیومده

اهان اینو بگم ما جمعه ٨/٣/٨٨  قرارداد خونمون تمامه و اگر مشتری واسه این خونه پیدا بشه باید کمکمک اقدام به اسباب کشی کنیم.تا امروز چند تایی خونه دیدیم .خوب بوده .ولی یکی از خونه هایی رو که دیدیم هم من خوشم امده هم امین ،خیلی  شیک و تر تمیز هستش دعا کنین که واسه اینجا مشتری بیاد که ما بتونینم جابه جا بشیم.

وانشاالله خونه خودمون هم تا ۴_۵ ماه دیگه اماده میشه و کلیدش رو تحویل میدن.چونکه این صابخونه ما خیلی حریص تشریف دارن و قیمت خونش رو الکی الکی برده بالا می خوایم از اینجا بریم وگرنه اصلا نمی صرفه واسه ۵ ماه دوباره بخوایم اسباب کشی کنیم.فعلا دغدغه ما اینه که انشاالله امشب درست میشه.

چیز خاصی نبوده دیگه جز اینکه واسه همتون بهترینارو آرزو دارم


همین



 

+   مریم ; ٦:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٦
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir